تبليغاتX
[ایران بد دیلی تلگرافی]

[ایران بد دیلی تلگرافی]

ستیز من با نادانی ست؛ در نبرد با نادانی ، شمشیر نمی کشم ، چراغ می افروزم.

 

 

HURRICANE

 

این همان HURRICANE ، جنگنده - شکاری خوش نام نیروی هوایی انگلستان در جنگ جهانی دوم است که نقش ویژه و از یاد نرفتنی در پایان بخشیدن به تاخت و تاز و چیرگی نیروی هوایی آلمان نازی داشت.

سوراخ های بدنه و بال های این هواپیما تنها با پوششی از کنف قابل ترمیم بود !

توان مانور این هواپیما از همه ی دیگر هواپیماهای ملخی جنگ جهانی دوم بیشتر بود.

پس از مدتی به دلایلی که هرگز آشکار نشد ، این پرنده ی بی مانند با هواپیمای اسپیت فایر ( SPIT FIRE ) جای گزین شد.

شماری از خلبان های نیروی هوایی انگلستان هرگز - و با وجود اعمال فشار فراوان از سوی سر فرماندهی نیروی هوایی - حاضر به تعویض هریکین های خود با اسپیت فایر به ظاهر مدرن تر نشدند.

در آن زمان هنوز رادارها و موشک های هوا به هوای امروزی - که از کیلومترها دورتر برهدف قفل می شوند - وجود نداشتند و دلاوری و توانایی های خلبان و هواپیما حرف نخست و واپسین را می زد.

آن هنگام چالاکی خلبان ، توان مانور و کشش موتور هواپیما و دقت مسلسل ها بود که سرنوشت ساز می شد تا یکی بر زمین نشیند و دیگری در آتش و دود نابود شود.

 

SPITFIRE

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم شهریور 1389ساعت 15:29  توسط دکتر بهنام اوحدی ایران بد  | 

 

 

همه اوکراینی داغشو دوست دارن !!!

 

 

آن هنگام نمی دانستم که این دو سیمین بر پری چهر و پیکر، روس هستند یا اوکراینی ! اما هم اکنون و پس از سفر سال گذشته به اوکراین و امسال به روسیه، نیک می دانم که به احتمال بیش از ۹۹ درصد آنان زاده و پرورش یافته « مکتب اوکراین » بوده اند؛ چرا که به باور و سنجش فوق تخصصی حقیر، میزان زیبایی و سکسیت دختران و زنان اوکراینی، والله دست کم هفت تا ده برابر دختران و زنان روس است !!

من دهاتی از غیاث آباد اسپهان و ایران آمده که هیچ، سرتاسر جزیره و ریزورت - از انگلیسی های چپ چشم تا آلمانی خودشیفته و آمریکایی باد در دماغ و ... - همه با هم، مهو و بی هوش چشمان درشت، اندام بالا بلند، بر بلورین و چهر سیمین آن دو بودند؛ به ویژه آن یکی که من نام « نتوشکا » را بی درنگ برایش برگزیده بودم، جلوه ای بی همتا داشت.

چشم چرانی و حیزی به جماعت و با ظرافت بود و هیئت ستایش کنندگان « جمال یار » و « فروغ آفرینش الهی » گام به مرز چشم پلشتی نمی گذاشتند !!!

ما هم که دانش آموز مکتب اسدالله میرزا، رت باتلر، ریک (کازابلانکا)، بهروز وثوقی و آلن دلون بوده ایم، سرگرم درس پس دادن شدیم !!!!

چه کنیم از چهار پنج سالگی در کودکستان و دبستان، تا همین چهار پنج سال پیش در بیمارستان روزبه دانشگاه تهران، درس پس دادن کار و بار و یگانه هنرمان بوده است؛ همه جا فوری و فداکارانه آماده درس پس دادن بوده و هستیم !!!!!

نیک به خاطر دارم که در ۲۲ سالگی دو نفر از دوستان برای رها کردن من از بند وسواس های مذهبی گزافه آمیزی که در آن گرفتار بودم، مرا به آپارتمانی در تهران آوردند؛ سه دختر خانم خوشگل و گیرا و زیبا آوردند و مرا با زیباترین و گیراترین تنها گذاشتند و خود با آن دو دیگر به سانفرانسیسکو رفتند. پس از دو ساعت و نیم که بیرون آمدند، خانم را با حجاب کامل اسلامی در دوازده متری من، سرگرم مباحثه بر سر مرزها و چارچوب های شرعی ارتباط دختر و پسر مسلمان و آداب و آیین و فلسفه ی ازدواج موقت دیدند !!!!!!

دانش آموز مکتب اسدالله میرزا، رت باتلر، ریک (کازابلانکا)، بهروز وثوقی و آلن دلون شدن بود که مرا نجات داد.

مومنت، هنگامی که مغرب زمینیان سیراب، حیزی می کنند، از من تشنه تازه از سراب بازگشته چه چشمداشت می توان داشت بابام جان؟!؟

عیال مکرمه پرسیدند که گویا اینان فراوان زوار فرنگی دارند، اگر من تشریف نداشتم، شما هم قصد زیارت ایشان را می داشتید؟؟؟ شرمگینانه پاسخ گفتم: که النجات فی الصدق ! چه گویم که هم اکنون و در محضر مبارک حضرتعالی، هم نیت زیارت ما را رها نمی کند !! افسوس که کلونازپام و دیازپامی ته جامه دان همراه نیاورده ام !!!

پس گردنی را نوش جان کردیم و ناکام از سفر مالدیو بازگشتیم، اما همان جا نیت سفر به اوکراین و روسیه را در دل - دست کم برای ثواب اخروی اش - به جا آورده و قصد زیارت کردیم.

 

 

مشتی نمونه خروار: دختران ارتش و سپاه اوکراین !

 

سفر زیارتی به اوکراین، بی گمان ارزنده و آموزنده است؛ چرا که عطش دیدار حوریان بهشتی را در شما زنده کرده و بدین گونه می تواند در پیشگیری از انجام گناه بسیار سودمند و اثرگذار باشد. از این رو، می تواند جزو مستحبات اولی و حتا واجبات برشمرده شود !!!!!!!

  

این نوشته ادامه دارد...............

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم شهریور 1389ساعت 13:1  توسط دکتر بهنام اوحدی ایران بد  | 

 

 

 

                                              به نام پروردگار بخشنده ی مهربان 

 

در راستای مشاوره و ویزیت « ۴۵ روز یک بار » بیماران و مراجعان دچار مشکلات جنسی - زناشویی و خانوادگی در زادگاهم اسپهان ( اصفهان ) ، 

 

روز پنج شنبه هژدهم ( ۱۸ ) شهریور ماه ۱۳۸۹ خورشیدی ، 

 

از ساعت ۱۵ تا ۲۰  ( سه تا هشت پس از نیمروز )،  در « بیمارستان سینا » ، به نشانی :

اسپهان ( اصفهان ) ، خیابان شمس آبادی ، پس از چهارراه قصر ، بیمارستان تخصصی و فوق تخصصی سینا ، شماره تماس : ۲۲۰۵۰۲۵ ( داخلی ۵۱۸ )

 

پذیرای مراجعان و بیماران ارجمند خواهم بود.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم شهریور 1389ساعت 12:20  توسط دکتر بهنام اوحدی ایران بد  | 

 

شورولت توت فرنگی - شرابی

 

 

هر اجتماع بالاخره به تعادل خود دست می یابد؛ محدودیت ها برانگیزاننده و رشد دهنده ی خلاقیت ( نوآفرینی ) ها می شوند. اکنون بخشی از جوانان ایرانی - به ویژه پای تخت نشین های تهرانی - رو به خرید خودروهای کلاسیک آورده اند تا پاسخگوی نوستالژی سال های طلایی از دست رفته باشند. هیجانی که از خودروهای مونتاژ داخل نصیب شان نمی شود.

شاید اکنون هنگام آن فرا رسیده باشد تا با انرژی و هیجانی که از سفر به روسیه و سن پترزبورگ با خود به ارمغان آورده ام، بازار دوباره رونق گرفته و تب عشق فراز یافته ی خودروهای کلاسیک آمریکایی را به حال خود واگذارم و به کار نخست خود - تالیف و ترجمه و ویرایش متون و کتاب های روانشناسی و روانپزشکی - بازگردم.

به ویژه که در چند هفته ی اخیر ، دیدار معشوق ناکام و گریزپای سی و سه ساله - کادیلاک فلیت وود و الدورادو بیاریتز ۱۹۵۹ - بدجور امان و افسار خرد را گسیخته و داغ نوستالژیک را تازه ساخته بود !

باورم نمی شد که بتوان با سی - چهل - پنجاه میلیون تومن، یک کادیلاک ۱۹۵۹ را از آن خویش ساخت !! گمان می کردم بالای هفتاد و حتا یکصد میلیون تومن ارزش داشته باشد. هر چند نمونه ای از این خودرو در تهران هست که به باور کارشناسان این بازار، بیش از دویست میلیون تومن می ارزد !!!

اکنون دارم سمند گریزپا و افسار گسیخته ی عشق ناکام را به لگام خرد نزدیک می سازم تا دل را آرام کند و ذهن را به کار خود، سرگرم سازد.

نمی دانم آیا شورولت توت فرنگی - ایمپالای اتاق کاپریسی شرابی تو سرخ ۱۹۷۷ - یا کادیلاک سی و سه سال پنهان و گریزپا را خواهم خرید و یا سرمایه را به کار تولید و نشر کتاب های روانشناسی و روانپزشکی روانه خواهم ساخت، اما خوب آموختم که عشق های نوستالژیک، عود بدجوری دارند و معشوقان از دست رفته در هر آن می توانند بار دگر آدمی را افسون کنند.

پایان داستان هر چه باشد، همان خواهد بود که جبر سرنوشت برای مان رقم زده و خواهد زد که ما این راه را تا بدین جا به خود نیامده ایم..........

 

معشوق گریزپای سی و سه ساله من : کادیلاک کروک الدورادو بیاریتز 1959

 

پایان نوشتار. 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم شهریور 1389ساعت 19:51  توسط دکتر بهنام اوحدی ایران بد  | 

 

آشنایی با مشاوره پیش از ازدواج

 

هندوانه به شرط چاقو

 

دکتر بهنام اوحدی*

www.iranbod.com

 

ازدواج در ایران امری محتوم و مقدس برشمرده می شود؛ اما همین پیوند آسمانی، که برای بسیاری با رشد و سازندگی و آرامش همراه بوده، سال هاست که برای برخی آرزویی دست نیافتنی و برای گروهی دیگر آماجی معضل آفرین بوده است. ازدواج در این مرز پر گزند، همچون بسیاری از جوامع سنتی یا در حال گذار، هنوز هم در اغلب موارد، همچون « هندوانه در بسته » می ماند. از آن جا که آشنایی های پیش از ازدواج، برای بیشتر جوانان – حتا با نظارت و مدیریت نزدیک خانواده ها – هنوز هم فراهم نیست، ازدواج در ایران همچون مسابقه اتومبیلرانی ای می ماند که تا همان لحظه ی آغاز مسابقه، راننده و خودرو همدیگر را ملاقات نکرده و ارزیابی و شناختی از اندازه همخوانی زناشویی شان – که برجسته ترین نقش را در استواری و ماندگاری پیوند زناشویی دو نفر دارد - به چنگ نیاورده اند. از این روست که گذار از سنت به مدرنیته و رهایی اجتماع از لذت ستیزی ناخردمندانه، اعتبار و استواری بسیاری از پیمان های زناشویی را به چالش و کشمکش کشانده است.

 به باور من، سنجش هفت معیار در هر مشاوره ی پیش از ازدواجی لازم و سرنوشت ساز بوده و هیچ ابزار یا پرسشنامه روانشناختی نباید جایگزین آن ها شود :

1-     همخوانی ویژگی ها و مزاج شخصیتی، خلقی، اضطرابی و وسواسی دو نفر

2-     همخوانی ویژگی های شخصیتی، خلقی، اضطرابی و وسواسی پدر و مادرهای دو نفر ( که به خوبی می تواند ما را نسبت به همخوانی دیگر ویژگی های احتمالی و پنهان شخصیتی ناپیدای آمیخته به ویژگی های پیدا و برجسته ی دو نفر آگاه سازد )

3-     همخوانی شورمندی زیستی ، غریزی و جنسی – زناشویی دو نفر

4-     همخوانی جایگاه و رده ( کلاس ) اجتماعی – اقتصادی دو نفر

5-     همخوانی ارزش ها و نگرش های فرهنگی – مذهبی و سیاسی ( ایدئولوژیک ) دو نفر

6-     همخوانی سنی – نسلی دو نفر

7-     همخوانی تحصیلی – حرفه ای دو نفر

 

بسیاری از مراجعان مشاوره ی پیش از ازدواج ، به ویژه جوانان دانش آموخته ی هوشمند و ژرف نگر، آن اندازه شناخت و بینش دارند که همخوانی های چهارم تا هفتم را خود مورد سنجش و ارزیابی قرار دهند؛ اما آن سوراخ هایی که آنان در چند سال یا ماه پس از پیمان زناشویی شان ، از آن ها گزیده می شوند، سه همخوانی نخست است که خود افراد – چنان چه مورد ارزیابی های شناختی طرحواره ( اسکما ) نگر و یا روان کاوانه ( سایکوآنالیتیک ) قرار نگرفته و به بینش درباره ی ویژگی های شخصیتی خود نرسیده باشند – توان ارزیابی و سنجش آن ها را تا اندازه ی لازم و کافی نخواهند داشت.

خوش بختانه کتاب « عشق ویرانگر » دکتر براد جانسون و دکتر کلی موری با برگردان خانم ها زهرا حسین زاده و الهام شفیعی – که سال گذشته از سوی نشر رسا منتشر شد - به خوبی می تواند دو سوی ازدواج را در دست یافتن به ویژگی های پیدا و پنهان شخصیت خود و پدر و مادرشان یاری رساند. البته خواندن این کتاب هرگز نمی تواند جایگزین مراجعه برای انجام مشاوره پیش از ازدواج شود.

اما هنوز کتابی برای ارزیابی تله ی سترگ و سرنوشت ساز بیشتر پیوندهای زناشویی ، یعنی همان « اندازه ی همتایی شورمندی زیستی ، غریزی و جنسی » در دسترس نیست. مکتب نوین فیلم ( سینما ) درمانی به خوبی می تواند مشاور و مراجع را در این زمینه یاری رساند.

فیلم گیرا و اثرگذار « امتیاز نهایی ( Match point ) » ، به باور من فیلمی ست که مشاوران ، روان شناسان و روان پزشکان هوشمند و دوراندیش باید تماشای آن را – دست کم برای سنجش و آموزش « اندازه ی همخوانی غریزی – جنسی »، به هر دو سوی پیوند زناشویی، پافشارانه پیشنهاد نمایند. آن چنان که فیلم های « سگ های پوشالی »، « خیابان هانوور »، « ماری آنتوانت »، « مادام بوواری »، « بی وفا »، « ویکی ، کریستینا ، بارسلونا »، « فانی و آلکساندر » و مانند آن می توانند آن ها را نسبت به اندازه همتایی شخصیتی شان آگاه سازند. « جالب آن که واژه ی انگلیسی که از سوی کارگردان اندیشه گرا و ژرف نگر فیلم ، وودی آلن ، به عنوان نام فیلم برگزیده شده است ، به دو مفهوم اشاره داشته و دارای دو بار معنایی همزمان است: « امتیاز نهایی » بازیگر پیروز در بازی تنیس و « اندازه ی همخوانی » همسران در زندگی و پیمان زناشویی شان. هر چند رویکرد همیشگی وودی آلن در همه ی فیلم هایش نگاه یا نیم نگاهی بردبارانه به شورمندی زیستی ، غریزی و کشش های جنسی – زناشویی بوده و هست، اما به باور من اندازه ی همتایی آدمیان از دیدگاه و چشم انداز شورمندی زیستی، غریزی و لیبیدویی در هیچ یک از فیلم های او همانند فیلم « امتیاز نهایی » مورد ارزیابی و بحث قرار نگرفته است.

سال هاست که در همایش ها، سخنرانی ها و نوشتارهای گوناگون بیان می شود که عامل نخست رشد و افزایش نگران کننده جدایی و طلاق در ایران در سال های اخیر، ناهمخوانی در اندازه شورمندی زیستی – غریزی و جنسی – زناشویی بوده است؛ اما متاسفانه هیچ گونه آموزشی در زمینه ارزیابی آن برای مشاوران، روانشناسان و روانپزشکانی که انجام مشاوره های ازدواج و طلاق را در دستور کار خود قرار داده اند، در چارچوب برنامه و سرفصل آموزشی دانشگاهی آن ها پیش بینی نشده است. در حالی که سنجش برانگیختگی جنسی – زناشویی، فرسنگ ها دورتر و دشوارتر از سنجش برانگیختگی پرخاشگرانه نبوده و نیازمند به کارگیری ابزار یا پرسشنامه نیست. ارزیابی ژرف نگرانه و هوشمندانه رو در رو می تواند کارآ و کافی باشد. ازدواج در ایران، هم اکنون « هنداونه در بسته » ای ست که با نیم تا یکساعت مشاوره پیش از ازدواج می تواند به « هندوانه به شرط چاقو » دگرگون شود !

 

*روانپزشک و درمانگر مشکلات جنسی، زناشویی و خانوادگی     

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم شهریور 1389ساعت 19:12  توسط دکتر بهنام اوحدی ایران بد  | 

 

آشنایی با طلاق عاطفی – روانی

 

بیست نشانه جدایی و طلاق عاطفی

 

 

دکتر بهنام اوحدی

www.iranbod.com

 

 

طلاق بحران سترگی در دوران بزرگسالی است. زن و شوهر اغلب با شتابی ناهمگون از همدیگر رشد و نمو داشته و دگرگون می شوند. یکی از دو سوی ازدواج ممکن است متوجه شود که دیگری همانی نیست که به هنگام ازدواج بود. در واقع ، هر دو تغییر و تکامل یافته اند ، هر چند این روند در راهی هماهنگ و همسو نبوده است. اغلب یکی از طرفین ازدواج ، آدم سومی را به سبب از دست رفتن عواطف سرزنش کرده ، از ارزیابی نقش خود در فروپاشی پیمان زناشویی سرباز می زند. گاه برخی از سویه های نابودی و فروپاشی روابط زناشویی ، جدایی و طلاق با ویژگی های خاص زندگی میانسالی ( نیازمندی به دگرگونی ، فرسودگی برخاسته از کارکرد مسئولانه و ترس از رویارویی با خویشتن ) ارتباط دارد.

جدایی و طلاق ، ریشه ها و سرچشمه های گوناگون داشته اما اغلب زمینه ای خانوادگی دارد و در زوج هایی که زیر بیست سالگی ازدواج می کنند ، یا از طبقه های اجتماعی – اقتصادی ناهمگونی برآمده اند ، شایع تر است. جدایی و طلاق ، درست همانند پیمان زناشویی ، ویژگی های یگانه ی خود را دارد. ممکن است چشمداشت های همسر واقع گرایانه نباشد؛ ممکن است یکی از دو سوی زناشویی ، خواهان آن باشد که دگرسو حتما فداکارترین مادر نمونه یا پشتیبان ترین پدر نمونه باشد. پرورش و تربیت فرزند ، بیشترین فشار را بر پیمان زناشویی وارد می سازد. این واقعیت روانشناختی بارها آزموده شده، درست واژگون باورهای عرفی - سنتی در میهن ماست که زاده شدن فرزندان را سبب استواری و پایداری کانون خانواده دانسته و می دانند. در مطالعات انجام شده دیده شده که زوج هایی که بچه ندارند ، لذت بیشتری از وجود یکدیگر می برند تا زوج های بچه دار.

بیماری کودک ، بیشترین فشار ممکن را بر دوش پدر و مادر می نشاند. در خانواده هایی که کودک به سبب بیماری یا رخدادی ناگوار از دست رفته و پرپر می شود ، احتمال بروز طلاق بیش از پنجاه درصد است.

دیگر ریشه ها و سرچشمه های تنش و تعارض زناشویی ، مشکلات مالی و دشواری های جنسی – آمیزشی است. این هر دو مسئله ممکن است ابزار کنترل شده و خست و دریغ داشتن پولی یا آمیزشی راه و شیوه ای برای ابراز پرخاشگری شود. امروزه فشار اجتماعی برای متاهل ماندن ، نه فقط در جوامع پیشرفته ی فرامدرن و مدرن ، که همچنین در اجتماعات در حال گذار و توسعه ، بسیار کمتر از گذشته است.        

بسیار افزون تر از جدایی و طلاق رسمی و قانونی، این جدایی و طلاق جنسی – آمیزشی و نیز جدایی و طلاق عاطفی – روانی است که در سال های اخیر رشد بسیار شتابان و نگران کننده ای داشته و دارد. در بسیاری موارد، شگفت انگیز است که حتا خود زوج مراجعه کننده آشکارا بدین واقعیت آگاهی و هشیاری ندارند. به دلیل محدودیت های جاری در اجتماع ما، بیان توصیف و نشانه های جدایی و طلاق جنسی – آمیزشی را به شاید وقتی دیگر وامی گذارم و به بیان برخی نشانه های جدایی و طلاق عاطفی – روانی می پردازم:

1-     کاهش چشمگیر وقت گذاشتن برای همدیگر و ملاقات ها و سرگرمی های دو نفره

2-     کاهش وابستگی ها، دلبستگی ها، و گیرایی های همسران در رابطه با یکدیگر

3-     افزایش سرگرمی های برون زناشویی و تمرکز بر مسائل بیرون خانواده

4-     بیرون از چارچوب خانواده مطرح کردن رازهای پوشیده و پنهان زندگی زناشویی از سوی یک یا هر دو همسر

5-     کاهش انجام بحث های سازنده و چالش ها و بارش های مغزی راهبرد نما و راهکار آفرین بین همسران

6-     کاهش نگاه، نوازش، درآغوش کشیدن و بوسه نرم و گرم میان همسران که نشانه افت و از دست رفتن وابستگی و و وفاداری عاطفی – احساسی میان همسران دارد.

7-     بی باور شدن همسران نسبت به هم و کاهش اعتمادشان به دیگری در رابطه با پشت سر گذاشتن دشواری ها و پیشامدهای پیش بینی نشده

8-     درماندگی در پیدا کردن راه حل پس از مشاجرات و ستیزهای زناشویی و خانوادگی

9-     وقت گذاشتن بیش از اندازه برای فرزندان و جایگزین و سپر ساختن آن ها با هدف دوری کردن از همسر

10-رسیدگی گزافه آمیز به نیازها و دشواری های پدر و مادر و پرهیز از پرداختن به رابطه های زناشویی و خانوادگی

11-کاهش ستایش از دستاوردهای همسر و افزایش نکوهش خطاها و اشتباهات او

12-افزایش مقایسه همسر با همتایان و همکاران او در آشنایان و بیگانگان و به رخ کشیدن کامیابی ها و سرفرازی های آن ها در برابر ناکامی ها و شکست های همسر

13-پرداختن بیش از اندازه به خاطرات گذشته و نوستالژی های دوران کودکی، نوجوانی و جوانی به جای اندیشیدن به مخاطرات پیش رو

14-افزایش ساعات خواب و استراحت در بستر و کاهش لحظات شور و هیجان آفرینی

15-افزایش پرداختن به برنامه های ورزشی، سریال ها و فیلم های تلویزیون، جدا شدن از همسر و تنها به بستر رفتن در نیمه های شب

16-مراجعه انفرادی به مشاور خانواده و زوج درمانگر و پرهیز از چاره اندیشی دو نفره نزد آن ها

17-مطرح ساختن خواست ها و گلایه های خود به عنوان سخنان مشاور و زوج درمانگر هنگام مراجعه تکی ( انفرادی ) و سرکوفت زدن به همسر با دست آویز کردن واژگان خودساخته

18-افزایش سفرهای داخلی و خارجی تکی ( انفرادی ) و یا همراه ساختن همسر در مسافرت های کاری، اداری و تجاری به جای سفرهای دو نفره تفریحی و رمانتیک

19-افزوده شدن دشنام ها و توهین های رکیک به همسر و خانواده او و همچنین ضرب و شتم به مشاجرات زناشویی و خانودگی

20-طفره رفتن از انجام تمرین ها و تکلیف های دو نفره مشاور و زوج درمانگر و به فردا و فرداها واسپردن آن ها      

 

*روانپزشک و درمانگر مشکلات جنسی، زناشویی و خانوادگی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم مرداد 1389ساعت 11:6  توسط دکتر بهنام اوحدی ایران بد  | 

 

زندگی نمایشی تصادفی ست: از میان یکصد میلون اسپرم -کمی بیشتر یا کمتر- تو یکی تصادفی شتابان تر به تخمک مادرت خزیده ای و تصادفی سقط نشده ای؛ با درد و رنج و گریه زاده شده ای و تصادفی زنده مانده ای؛ تصادفی زنده می مانی و در پایان، به احتمال، با درد و رنج و گریه بالاخره تصادفی می میری !! این میان، تنها می توانی با دانش و بینش و درک و شعور و مهارتهای زندگی، در نمایش گذرا و کوتاهت، مدتی خود و دیگران را خوش و خرم و خندان سازی...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم مرداد 1389ساعت 10:56  توسط دکتر بهنام اوحدی ایران بد  |